همدردی با رود ارس

هر روز صبح که از ایری سفلی به جلفا می ایم از کنار رود بی نظیر ارس عبور می کنم. چند ماهی بیشتر نیست که از تهران به اینجا آمده ام. برای همین رانندگی در خط صفر مرزی در کنار رودخانه ای با نشاط به نام ارس برایم بسیار جالب و دل انگیز است. خیلی خوشحالم. و احساس می کنم آدم خوشبختی هستم که هر روز صبح ارس را می بینم. این حرفم بی علت نیست. چرا که بارها وقتی از تهران به جلفا می آمدم مسافران زیادی از دیپر نقاط ایران می دیدم که فقط برای دیدن ارس به جلفا سفر می کنند. حتی بعضی ها روی بدنشان نام ارس را به زبانهای مختلف خالکوبی کرده بودند. نمی توانستم درکشان کنم. اما حالا که خودم هر روز از کنارش می گذرم. به خوبی حسی که مسافران نسبت به ارس داشتند را درک می کنم. به نظرم دیدن ارس می تواند در روحیه ما انسانها تاثیر خوبی  داشته باشد. وقتی فکر می کنم سرچشمه این رودخانه از کوههای سربه فلک کشیده آرارات عبور کرده و به سرزمین مادری ما می رسد حس خوبی پیدا می کنم. چه بسا مردمی که از فرهنگ های مختلف در همسایگی این رودخانه زندگی می کنند. اما دیروز وقتی در امتداد رودخانه رانندگی می کردم با صحنه عجیبی روبرو شدم. وقتی به تپه های اطرافم نگاه می کردم نکته عجیبی به چشمم آمد. روی بعضی از این تپه ها شن یا همان ماسه بادی نشسته بود. این در صورتی است که به خاطر اقلیم آذربایجان شرقی و کوهستانی بودن این مناطق امکان ندارد در پیکر کوهستان شن وجود داشته باشد. وقتی نزدیکتر رفتم وحشت همه وجودم را فرا گرفت. خاک حاصلخیز کوهستان در اثر وزش باد شدید و خشکسالی پیش آمده بستر خاک دچار فرسایش شده بود. اگر بخواهم بهترین منطقه را برای شما دوستان اسم ببرم. باغ های روستای احمدآباد است. یعنی در امتداد مسیر جلفا به سیه رود قبل از روستای احمد آباد که سمت چپ باغ های وسیعی وجود دارد. در سمت دیگر جاده می توان این فرسایش را با چشم مشاهده کرد. ان شاا... عکس تهیه و برای دوست داران طبیعت بارگذاری خواهم کرد. 

 

نویسنده: منصور داودی 

/ 0 نظر / 30 بازدید