گاهی به آسمان نگاه کن(ارس سرزمین زیبائی‌ها)

علوم کتابداری ، مدیریت دانش،دانستنیها، ایران شناسی،‌جهانگردی، آموزش، تاریخ و جغرافیای جهان، سینما، ادبیات جهان، هنر، صنعت، هوا و فضا و ....

بیوگرافی پادشاهان ایران (اشکانیان)- سری اول
نویسنده : منصور داودی - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠
 


1 - ارشک ، اشک اول :

تاریخ درگذشت : 248 قبل از میلاد

بیوگرافی : به روایت ژوستین ،ارشک شخصی بی نام و نشان بود که مدتها به راهزنی اشتغال داشت . وی پس از اعلام استقلال دیودوت ، از او پیروی کرده ، با دسته ای از راهزنان به پارت آمد و آندروگوراس والی پارت را شکست داد . سپس گرگان را گرفت و قشونی نیرمند ترتیب داد ، زیر از سلکوس – آخرین شاه سلوکیان – درهراس بود . سپس با پسر دیودوت عقد اتحادی بست و سلوکوس را شکست داد ، ارشک در سال 248 قبل از میلاد در یکی از جنگها علیه سلوکوس کشته شد . برخی معتقدند که ارشک تنها آغازگر قیام بود ، لیک موفق به تشکیل حکومت نگشت و این مهم را برادرش – تیرداد – به انجام رسانید ، در هر حال مدت حکومت و یا قیام ارشک 2 سال از سال 250 تا 248 قبل از میلاد بود.

======================

2 - تیرداد اول ، اشک دوم :

تاریخ درگذشت : 214 قبل از میلاد

بیوگرافی : تیرداد اول برادر اشک اول بود که پس از کشته شدن او به قدرت رسید ، تیرداد با سکا ها پیمان اتحاد بست و با سپاهی از سکاها بار دیگر عازم پارت شد ، اما در همان هنگام دیودورت درگذشت و پسرش به قدرت رسید . تیرداد اول با پسر دیودورت وارد مذاکره شد و او را از اتحاد با سلکوس دوم برحذر داشت ، و به طرف خود جلب کرد . در جنگی که رخ داد ، سلوکوس دوم شکست سختی خورد و به طرف سوریه عقب نشینی کرد ، لیک پس از فراهم آوردن سپاهی بار دیگر به جنگ تیرداد اول رفت ، به روایتی که صحت آن چندان مشخص نیست در آن جنگ که در سال 247 قبل از میلاد رخ داد ، نیز شکست خورد و اسیر گشت . این سال مبدا تشکیل دولت اشکانیان محسوب می گردد . تیرداد اول با درایت بسیار به تحکیم مبانی دولت تازه تاسیس پرداخت ، و در نقاط صعب العبور و مستجکم به ساختن دژها و ساخلوها و استحکامات پرداخت ، در همین رابطه شهر دارا را در حدود دره گز در خراسان بساخت و به عنوان پایتخت خود قرارداد . تیرداد نیز مانند هخامنشیان عنوان شاه بزرگ را برای خود برگزید . به روایتی اشکانیان خود را از نسل هخامنشیان می دانستند . و بر این اساس ، فری یاپت – پدر ارشک و تیرداد اول – پسر اردشیر دوم هخامنشی بوده است . صحت این ادعا نه قابل تکذیب و نه قابل اثبات است ، لیک آنچه مهم است ، این نکته می باشد که اشکانیان بهتر بود برای قدرت یابی بر ضد سلوکیان ، بکوشند تا تعصب ملی ایرانیان را تحریک کنند و حاکمیت خود را نوعی احیای شاهنشاهی از دست رفته جلوه گر سازند . درگذشت تیرداد اول به سبب پیری بود . مدت حکومت او 34 سال یعنی از سال 248 تا 214 قبل از میلاد بود .
======================

3 - اردوان اول ، اشک سوم :

تاریخ درگذشت : 196 قبل از میلاد

بیوگرافی : اردوان اول با استفاده از درگیری آنتیوخوس سوم با آخه لااوس ، تصمیم گرفت تا در یک حرکت بزرگ و چشمگیر به ماد بتازد ، پس چنین کرد و راهی را که از گرگان به کوههای کردستان می رفت ، تحت تسلط خود درآورد . وی موفق به تسخیر همدان گشت . آنتیوخوس سوم با آگاهی از این وضع ، با یک سپاه 120 هزار نفره به سوی همدان رهسپار شد و توانست آن شهر را تسخیر کند و معبد آناهیتا را غارت کند ، لیک پارتیها با شیوه جنگ و گریز معروفشان ، به سوی پارت عقب نشستند و قنوات سر راه را کور کردند . سر انجام کار به مذاکره و انعقاد صلح انجامید ، بدینگونه از این زمان سلوکیان استقلال پارت را شناختند و به انعقاد معاهده با آنان پرداختند . اردوان اول در سال 196 قبل از میلاد درگذشت و مدت 18 سال حکومت کرد.

======================

4 - فری یاپت ، اشک چهارم :

تاریخ درگذشت : 181 قبل از میلاد

بیوگرافی : نام اصلی او مشخص نیست و فری یاپت در اصل حکم لقب او بوده است ، وی پسر اردوان اول بود که پس از درگذشت وی در سال 196 قبل از میلاد به قدرت رسید ، دوران حکومت او به صلح و آرامش گذشت ، در روایتی آمده است که مردم به دلیل علاقه بسیار زیاد به او ، جسدش را سوزاندند و خاکستر آن را قسمت کردند و هر کس ذره ای از آن خاکستر را برداشت و همراه خود نگه داشت . مدت حکومت فری یاپت 15 سال یعنی از سال 196 تا 181 قبل از میلاد بود.

======================

5 - فرهاد اول ، اشک پنجم :

تاریخ درگذشت : 174 قبل از میلاد

بیوگرافی : فرهاد اول پسر بزرگ فری یاپت بود . اگرچه برادر کوچکترش – مهرداد – در شجاعت و جنگاوری برتری زیادی نسبت به او داشت . اما مجلس بزرگان اشکانی – مهستان – نظر به ارشدیت فرهاد ، تنها او را لایق جانشینی پدر دانست ، به هر حال او برادرش را در کار حکومت دخالت زیادی می داد . فرهاد اول توانست بر ناحیه مازندران کنونی غلبه یابد ، که تا آن زمان یکی از ایالات سلوکی بود ، و آن را به مملکت خود منضم کرد . اما سلوکیان که درگیر گرفتاریهای غربی بودند به این مسئله توجه چندانی نکردند ، پس از آن فرهاد اول موفق شد ری و قزوین را که سلوکیان در آن دارای استحکامات بسیار قوی مانند قلعه آپامه آ – در حدود دوشان تپه بودند ، نیز تسخیر نماید و این نشانگر قدرت بسیار او بوده است . درگذشت فرهاد اول در سال 174 قبل از میلاد بوده و به مدت 7 سال از سال 181 تا 174 قبل از میلاد حکومت کرد.

======================

6 - مهرداد اول ، اشک ششم :

تاریخ درگذشت : 171 قبل از میلاد

بیوگرافی : مهرداد اول در سال 171 به تخت اشکانی تکیه زد، هرچند که امروزه تاریخ دقیق جلوس او مورد تردید است و تحقیقات جدید، سال 165 پ م را نیز پیشنهاد می‌کند. از حداقل ده سال اول سلطنت او خبر موثقی نداریم و به نظر می‌آید که بیشتر وقت او به مستحکم کردن قدرتش در پارت و هیرکانی (یعنی تمام قلمرو او در آن‌زمان) گذشته است. در این زمان، دولت سلوکی در آشوب به‌سرمی‌برد. پادشاه سلوکی، آنتیوخوس چهارم اپیفانوس که توانسته بود مصر را فتح کند، به دستور روم، قدرت جدید مدیترانه، مجبور به ترک مفتضحانه آنجا شده بود. تلاشهای او در به‌دست‌آوردن دوباره‌ی قدرت در ایالات شرقی (ماد و عیلام) نیز کمابیش ناموفق بود و فقط توانسته بود یکی از سردارانش به نام تیمارخوس را به حکومت ماد بگمارد. مرگ آنتیوخوس چهارم در سال 164 پ م در گابه (جی، اصفهان) باعث بروز درگیری‌هایی در امپراتوری سلوکی برسر جانشینی او شد. در آخر سلطنت سلوکی به دمتریوس دوم تعلق پیدا کرد که در زمان او، جنگ‌های مهرداد برای کسب ماد و بین النهرین اتفاق افتاد. در این مدت، مهرداد توانسته بود با گسترش قدرت خود در شرق، به ایالت درنگیه (زرنج) نیز دست پیدا کند و در شمال غرب، قدرت خود را بر تپورستان (تبرستان یا مازندران امروز) اعمال کند. در این زمان، سلطنت بلخی-یونانی«‌اوتیدم‌» نیز به دو قسمت تقسیم شده بود و شاخه‌ی شرقی آن در زیر حکومت دمتریوس، پسر اوتیدم، در شمال هند حکومت می‌کرد، در حالی‌که در خود بلخ، غاصب جدیدی به نام اوکراتیدس، حکومت را به چنگ آورده بود. مهرداد اول در این زمان اقدامی برعلیه پادشاهان یونانی بلخ نکرد و تنها به مستحکم کردن مرزهای شرقی خود پرداخت. دور نیست که حمله‌ی بعدی سکاها به بلخ را تحت تاثیر تشویق‌های مهرداد بدانیم که از سکاهای همخون خود (فراموش نکنیم که پرنی‌ها، اجداد مهرداد، خود از قبایل صحراگرد نزدیک به سکاها بودند) برای ضربه زدن به مقدونی‌ها کمک خواسته. به‌هرحال، اولین پیشرفت بزرگ مهرداد، حمله به ماد در سال 148(یا 145) پ م بود. پیش از این تاریخ، تیمارخوس، حاکم سلوکی ماد، برعلیه آنتیوخوس ششم و الکساندر بالاس شورش کرده بود و خود را پادشاه مستقل ماد خوانده بود. منابع یونانی برسر مسئله خلع تیمارخوس متفق‌القول نیستند. برخی از روایات (از جمله یوستینوس) خبر از شکست او به دست مهرداد می‌دهند، در حالی‌که روایات دیگر، خلع او را به دمتریوس اول سلوکی نسبت می‌دهند و مهرداد را شکست‌دهنده حاکم سلوکی می‌دانند که دمتریوس برای ماد تعیین کرده بود. به‌هرصورت، در سال 145 پ م، ماد قطعا" جزء قلمرو مهرداد اول بوده که حاکمی پارتی بر آنجا گمارده است (یونانی: باکازیس؛ احتمالا" بغزاد در پارتی). فتح ماد به معنی همسایه شدن شاهنشاهی پارت با بابل و عیلام، دو مرکز مهم اقتصادی و سیاسی در آن زمان بود. در سال 142 یا 141 پ م، مهرداد موفق به فتح سلوکیه-بر-دجله (پایتخت شرقی سلوکیان) و بابل شد و به عنوان شاه بابل و «شاهنشاه» تاج‌گذاری کرد و سکه زد. در این زمان، خبر حمله سکاها به مرزهای شمال شرقی به غرب کشور رسید. مهرداد خود با قسمتی از نیروهایش به پارت بازگشت تا برعلیه سکاها ایستادگی کند و اختیار نیروهای غربی را به سرداران و اشراف داد. این مسئله به عنوان نخستین نمونه‌ی دخالت اشرافیان پارتی در اداره حکومت اشکانی، مورد توجه خاص است. لشکریان پارت در سال 141 پ م، سپاهیان کامناسکرس، پادشاه علیمائید، را که به آپامیا حمله کرده بودند شکست دادند و شهر شوش را به تصرف درآوردند و به نام مهرداد سکه زدند، عملی که به معنی دست‌نشانده‌شدن سلطنت علیمائید بود. در سال 140، دمتریوس دوم، پادشاه سلوکی، به درخواست یونانیان بابل، به بین‌النهرین حمله کرد و خیال داشت که قدرت سلوکی را به این منطقه بازگرداند. لشکریان دمتریوس در 139 از پارتی ها شکست سختی خوردند و شخص پادشاه سلوکی به اسارت درآمد و به هیرکانی (گرگان)، نزد مهرداد فرستاده شد. مهرداد که می‌دانست خواهد توانست از وجود دمتریوس استفاده کند، او را در دربار خود نگاه داشت و دخترش «گلگونه» (روذوگونه در یونانی) را به ازدواج او درآورد. مهرداد اول، بزرگترین فاتح اشکانی، در سال 138 پ م در گرگان درگذشت و سلطنت را به پسر ارشدش فرهاد دوم واگذار کرد. سلطنت مهرداد، آغاز دولت اشکانی به معنی یک شاهنشاهی بود و اقدامات او در اداره کشور و بخصوص سیاست‌های او در مورد یونانی‌ها، الگویی برای جانشینان او شد.

======================

7 - فرهاد دوم ، اشک هفتم :

تاریخ درگذشت : 128 قبل از میلاد

بیوگرافی : آغاز سلطنت فرهاد دوم مقارن بود با حمله قبایل صحراگرد از طرف شمال شرق به شاهنشاهی اشکانی. از طرف دیگر، آنتیوخوس هفتم، برادر دمتریوس که زندانی اشکانیان بود، به خیال بازپس‌گیری بابل و ماد، به ایران لشکر کشید (130 پ م). اقدام اولیه‌ی آنتیوخوس موفقیت‌آمیز بود و بعد از شکست دادن نیروهای پارت در سه جنگ، موفق به تسخیر بابل و ماد شد. فرهاد دوم ظاهرا" به هدف وقت‌کشی، وارد مذاکرات صلح با آنتیوخوس شد که شرایط غیرقابل‌قبولی نظیر قبول برتری سلوکیان را درخواست می‌کرد. فرهاد دوم مذاکرات را به تاخیر انداخت و درهمین‌حال، به استخدام سربازان مزدور از بین سکاها دست زد. در این زمان، آنتیوخوس که درصدد گذراندن زمستان 129 پ م در ماد بود، سربازان خود را در سراسر این ایالت پخش کرد و خورد و خوراک آنها را به دوش اهالی محلی گذاشت. جاسوسان و ماموران فرهاد نیز در حال تحریک اهالی ماد به شورش علیه سربازان سلوکی بودند. از طرف دیگر، فرهاد، دمتریوس دوم را با سربازان پارتی به سوریه فرستاد تا به طرح ادعای خود بر سلطنت سلوکی، موقعیت برادرش آنتیوخوس هفتم را ضعیف کند. در آخر، ظلم‌های آتانئوس، فرماندار سلوکی و اقدامات مامورین فرهاد، باعث شد که اهالی ماد به قتل عام سربازان سلوکی دست بزنند و باقیمانده لشکر آنتیوخوس نیز به دست نیروها پارتی از میان برداشته شوند. در این جنگ، آنتیوخوس به قتل رسید، ولی فرهاد جسد او را با احترام به سوریه فرستاد. این، آخرین اقدام سلطنت سلوکی علیه اشکانیان به شمار می‌رفت و بعد از این، پادشاهان سلوکی که از جانب شرق با شاهنشاهی اشکانی و از جانب غرب با رومی‌ها در برخورد بودند، به پادشاهانی محلی در سوریه تبدیل شدند. نقشه فرهاد در این زمان، حمله به سوریه و فتح این ایالت مهم بود، اما شورش سربازان سکا که برخلاف تصورشان، بدون امکان غارت مجبور به ترک لشکر پارتی شده بودند، این نقشه را متوقف کرد. فرهاد دوم حاکمی به نام هیمروس را به حکومت بابل منصوب کرد و این حاکم، تمام یونانیانی را که از آنتیوخوس طرفداری کرده بودند کشت یا به بردگی در ماد فروخت. خود فرهاد برای جنگ با سکاها به ماورالنهر رفت، اما سربازان سکا که از دریافت نکردن مزد محروم شده بودند، به جنگ با فرهاد پرداختند و حتی به بین‌النهرین نیز حمله کردند. فرهاد و مزدوران مقدونی که از سپاهیان آنتیوخوس به او پیوسته بودند، در جنگ با سکاها شکست خوردند و فرهاد دوم در سال 128 کشته شد.

======================

8- اردوان دوم ، اشک هشتم :

تاریخ درگذشت : 124 قبل از میلاد

بیوگرافی : اردوان دوم (یا اول به روایت یوزف ولسکی)، پسر فریاپیت و عموی فرهاد دوم، در این زمان به عنوان جانشین فرهاد تاج برسر گذاشت. سکاهای مهاجم با شکست دادن اشکانیان در شرق، به طرف جنوب حرکت کردند و قسمتی از آنها در شهرب درنگیه (زرنج) ساکن شد و آنرا به نام خود، ******تان (سیستان) نامگذاری کرد. این نفوذ سکایی در داخل خاک ایران، اثرات فرهنگی زیادی داشت که در بوجود آمدن عصر پهلوانی و ادبیات حماسی نقش بزرگی را ایفا کرد. در همین زمان (130-135 پ م)، صحراگردانی که متشکل از چند قبیله مختلف، شامل سکاها و تخاری ها، بودند و در منابع چینی با عنوان «یوئه-چی» شناخته می شوند، به حکومت یونانی بلخ حمله کردند و این سلسله را که آخرین مقاومتگاه یونانیان در شرق محسوب می شد، نابود کردند. به نظر می آمد که هجوم صحراگردان در حال نابودی همه قدرتهای فلات ایران بود. اردوان نیز در این زمان در جنگی با سکاها کشته شد و وظیفه غلبه بر سکاها و دوباره مستحکم کردن قدرت اشکانی را به پسرش مهرداد دوم، واگذار کرد.

======================

9 - مهرداد دوم ، اشک نهم :

تاریخ درگذشت : 76 قبل از میلاد

بیوگرافی : در سال 123 پ م، سال جلوس مهرداد دوم به تخت شاهنشاهی اشکانی، پدر او اردوان دوم در جنگ با لشکریان مهاجم سکا کشته شد. این دومین پادشاه اشکانی بود که در مدتی کوتاه در جنگ با این مهاجمین کشته می شد. بعد از حملات آنتیوخوس سوم در زمان اردوان اول/ارشک دوم، شاهنشاهی اشکانی هیچگاه در موقعیتی چنین خطیر و شکننده قرار نگرفته بود. یوستینوس از این مهاجمین با عنوان «تخاری» یاد می کند. تخاری ها گروهی از صحرانشینان آسیای مرکزی بودند که همراه با دیگر مهاجمین، احتمالا" از جمله سکاها، به سرحدات غربی، یعنی بخش شرقی شاهنشاهی اشکانی، حمله می کردند. جنگهای ممتد اشکانیان با این صحرا نشینان در آخر باعث ساکن شدن برخی از سکاها در منطقه باستانی زرنگ شد که بعدها به نام آنها ******تان و بعد «سیستان» نامیده شد. اما گروه دیگری از این صحرا نشینان به دشتهای آسیای میانه مراجعت کردند و برای مدتی اشکانیان را به حال خود گذاشتند. در آغاز سلطنت مهرداد دوم، فرماندار بخشهای غربی شاهنشاهی اشکانی، هیمروس، از لشکریان حاکم جدید بابل باستان، هیسپائوسن، شکست خورد. نابسامانی های این دوره از حکومت اشکانی، جنگهای فرهاد دوم و اردوان دوم، به هیسپائوسن این فرصت را داد که به بابل حمله کند و عملا" حکومت تمام بخش جنوبی بین النهرین و غرب دشت خوز (عیلام باستان) را در دست بگیرد. پایتخت هیسپائوسن که احتمالا" در کنار رود کرخه ساخته شده بود و در تاریخ به عنوان «اسپاسینو خاراکس» شناخته می شود، مرکز جدیدی شد برای سلطنت نوپای «خاراسن» یا «حکومت میشان» که تا زمان ساسانیان دوام آورد. مهرداد دوم در ابتدای سلطنت خود، با حمله به غرب ایران، هیسپائوسن را شکست داد و هیمروس را نیز از حکومت خلع کرد. از این پس، سلطنت خاراسن به عنوان یکی از پادشاهیهای دستنشانده اشکانیان، به حکومت خود ادامه داد. مهرداد با خلع هیمروس، ایالت ماد را که یکی از ایالات اصلی شاهنشاهی اشکانی محسوب می شد، دوباره به زیر اختیار مستقیم حکومت مرکزی در آورد. در شرق مملکت، سکاهای مهاجر به جنوب، دست به تشکیل حکومتهای محلی زدند. یک گروه از سکاها با نابود کردن باقی مانده های حکومت یونانی-بلخی، سلطنت جدید سکایی را در این منطقه پایه گذاردند که تا مدتها به عنوان قدرت اصلی این منطقه شناخته می شد. این حکومت در بعضی مواقع تحت اختیار شاهنشاهی اشکانی بود و در مواقع دیگر، در موقعیتی به عنوان متحد این شاهنشاهی به سر می برد. از طرفی، سکاهای مهاجر به زرنگ، جزو شاهنشاهی اشکانی شدند. پادشاه این سکاها که از خاندانی به نام «سورن» برخاسته بود، به عنوان یکی از شش نفر اشراف اصلی دربار اشکانی در آمد و افتخار گذاشتن تاج به سر شاهنشاه اشکانی نصیب او و خانواده اش شد. موقعیت این سورن در دستگاه حکومتی اشکانی بعدها مهمتر شد و یکی از افراد این خاندان به عنوان فاتح جنگ معروف حران (کرهه) بر علیه کراسوس رومی، به تاریخ و حتی افسانه های ایران وارد شد. بعد از اطمینان از امنیت شرایط در شرق، مهرداد توجه خود را به غرب، خصوصا" به ارمنستان، معطوف کرد. در زمان مورد بحث، آرداواز پادشاه ارمنستان به طرف رومی ها متوجه شده بود. مهرداد در جنگی بر علیه این پادشاه، او را شکست داد و پسرش تیگران را به گروگان گرفت. نوشته های تواریخ ارمنی نشاندهنده اینست که شخص دیگری به جای آرداواز در این زمان حکومت را در دست گرفته بود. اما تیگران به مساعدت لشکریان مهرداد، توانست به تخت سلطنت ارمنستان بنشیند و به عنوان تشکر، منطقه معروف «هفتاد دره» را به مهرداد دوم هدیه داد. مهرداد با توجه به پیشرفتهای رومی ها در غرب آسیا، سفیری را به ملاقات لشکریان سولا، کنسول رومی و فرمانده لشکریان روم در کیلیکیه فرستاد. پیش از این زمان، هیمروس، حاکم ماد، در مسئله جنگ بین دمتریوس سوم و فیلیپ سلوکی دخالت کرده بود و نفوذ اشکانیان را به سوریه نیز بسط داده بود. این امر، اشکانیان را به همسایگان روم تبدیل کرد. سیاستهای توسعه طلبانه روم و واگذار کردن بخشهایی از آناتولی به پرگاموم و روذس، سلطنتهای یونانی نزدیک به روم، از دید مهرداد پنهان نمانده بود. از طرفی، سلطنت اشکانی نیز به همین سیاستها گرایش داشت، هرچند که برعکس رومی ها، اشکانیان تنها به کنترل آسیای غربی تمایل داشتند و خیال فتح روم را در سر نمی پروراندند، در صورتی که فتح ایران از آرزوهای روم و فرماندهان آن بود. این امر می تواند به موقعیت اقتصادی ایران و آسیای غربی دلالت کند که برای رومیان دارای جذابیتهای بسیاری بود، اما شرایط محدود اقتصادی و موقعیت نامطلوب جغرافیایی روم، فتح این منطقه را برای اشکانیان توجیه نمی کرد. در همین زمان، تیگران دوم ارمنستان و مهرداد ششم پونتوس، هردو از پادشاهان قدرتمند و متحد مهرداد دوم، آریوبرزن، پادشاه کاپادوکیه که به روم تمایل داشت را از سلطنت این مملکت خلع کردند و پسر کوچک مهرداد ششم پونتوس را به تخت سلطنت کاپادوکیه گماردند(92 پ م). سولا، فرمانده رومی، با فتح کاپادوکیه، پسر مهرداد ششم را خلع کرد و دوباره آریوبرزن را به پادشاهی گمارد. دخالت مهرداد دوم اشکانی در این جنگ، نخستین برخورد اشکانیان با روم و شروع بیش از 600 سال جنگ ایران و روم بود. بعد از این زمان، بیشتر توجه مهرداد به شرق ایران معطوف شد. با فتح مرو و بیشتر ماورالنهر، اشکانیان توانستند از پیشرفت صحرانشینان جلوگیری کنند و تجارت این منطقه را در دست گرفتند. از این ببعد، مهرداد بیشتر وقت خود را در شرق ایران گذراند. وقایع بعدی که از لوحه های بابلی و مدارک سکه شناسی موجود است، نشاندهنده تغییراتی در غرب شاهنشاهی است.
======================

10- سنتروک ، اشک دهم :

تاریخ درگذشت : 76 قبل از میلاد

بیوگرافی : پس از مهرداد دوم سنتروک به قدرت رسید ، برخی معتقدند که وی پسر مهرداد اول بوده و در موقع شکست فرهاد دوم از سکاها اسیر ایشان گشته و حدود 50 سال اسیر ایشان بوده و سرانجام به همراه طایفه ای از سکاها بر تخت نشسته است ، با این همه ، این روایات به طور قطع نمی باشند . اوضاع تاریخی این دوره در تاریکی و ابهام می باشد و اطلاع زیاد از آن در دست نیست . ظاهرا" در آشوب آن دوران میان ارمنستان و کاپادوکیه دولت اشکانی در بیطرفی به سر می برده . مدت حکومت سنتروک 9 سال از 76 تا 67 قبل از میلاد بوده است.

======================

11- فرهاد سوم ، اشک یازدهم :

تاریخ درگذشت : 60 قبل از میلاد

بیوگرافی : فرهاد سوم پسر سنتروک بود که پس از پدرش به قدرت رسید . فرهاد سوم تصمیم داشت تا در درگیریهای روم با ارمنستان و پونت بیطرف بماند . اما جون به سال 66 قبل از میلاد ، پوپه – سردار معروف روم – به روم آمد هر یک از طرفین سعی کرد دولت اشکانی را به سمت خود جلب نماید . این بار فرهاد سوم به سوی روم رفت ، چون پومپه به او وعده داده بود ، که اگر فرهاد سوم با روم همکاری نماید ، دو ایالتی را که تیگران از دولت اشکانی متصرف کرده بود ، به آن باز خواهد گرداند . فرهادنیز با کمک مخالفان ارمنستان در جهت خدمت به روم به جنگ داخلی در ارمنستان دامن زد . به هر حال سراسر پادشاهی فرهاد سوم بین نزاع و درگیری با روم و ارمنستان سپری گشت ، تا سرانجام فهاد سوم به دست دو پسرش مهرداد و ارد مسموم و کشته شد ، وی نخستین شاه اشکانی بود که به دست پسرش کشته شد . اما از این زمان پدر کشی و برادر کشی در خانواده اشکانی آغاز گشت . مدت حکومت فرهاد سوم حدود 7 سال از سال 67 تا 60 قبل از میلاد بود.

======================

12 - مهرداد سوم ، اشک دوازدهم :

تاریخ درگذشت : 55 قبل از میلاد

بیوگرافی : مهرداد سوم پسر فرهاد سوم بود که پس از کشتن پدرش به قدرت رسید . مهرداد سوم در نخستین اقدام خود پس از رسیدن به قدرن ، به فکر جنگ با ارمنستان افتاد تا کردون را پس بگیرد ، مهرداد به ارمنستان لشکر کشید و اینکار را انجام داد . اما از این سو ارد – برادر مهرداد سوم – که در کشتن پدر به او کمک کرده بود ، با استفاده از غیبت مهرداد و سرگرمی او در ارمنستان ، با گروهی ازر بزرگان همدست شد و خود را پادشاه ایران خواند . مهرداد سوم با شنیدن این خبر به سرعت دست از جنگ کشید و خود را به ایران رسانید . ارد که توان پایداری را در خود ندید از برابر مهرداد گریخت . مهرداد نیز هرکس از همراهان ارد را یافت کشت و در این راه کار را به جایی رسانید که تمام بزرگان از او رویگردان شدند ، و به حکم مجلس سنا او را از سلطنت خلع کردند ، و ارد را به پادشاهی انتخاب کردند . و حکمرانی ماد بزرگ و کلده قدیم را به مهرداد دادند . اما مهرداد حاضر به این کار نشد و با سپاه ارد جنگیده و لیک شکست سختی خورد . پس به سال 55 قبل از میلاد به نزد گابی نیوس – سردار رومی که در سوریه بود ، گریخت . لیک در همان هنگام پادشاه مصر از گابی نیوس یاری خواست و او که می دید در صورت یاری مصر ، مال فراوان نصیبش خواهد شد ، مهرداد را در سوریه حبس کرد و خود به کمک مصریها شتافت . اما دولت روم چنین رفتاری را از گابی نیوس نمی پسنید . گابی نیوس پس از بازگشت ، از ترس اینکه مبادا مهرداد از دست او به دولت روم شکایت کند ، مبلغ گزافی در خفا از مهرداد گرفت ، در زندان را باز کرد . مهرداد به طرف بابل رفت – و به ایالات عرب حوال بابل پناه برد و به یاری ایشان توانست شهر بابل و سلوسی را تصرف نماید . اما در همان زمان سورنا سردار معروف ارد ، سلوسی را تسخیر کرد . مهرداد به بابل رفت و در آنجا متحصن شد . به روایتی سورنا و به روایتی خود ارد به محاصره بابل پرداخت . مهرداد به دلیل نداشتن آذوقه تسلیم شد ، اما ارد برادرش را نبخشید و او را کشت . مدت حکومت مهرداد سوم 5 سال از سال 60 تا 55 قبل از میلاد بود.

======================

13 - ارد اول ، اشک سیزدهم :

تاریخ درگذشت : 37 قبل از میلاد

بیوگرافی : ارد اول پسر فرهاد سوم بود که به یاری برادرش ، پدرش را کشت و هم در زمان حکومت یرادرش به علت اختلافی که میانشان پدیدار شد ، برادر را نیز به قتل رسانید و خود به قدرت رسید ، در زمان مورد بحث ، سه سردار بزرگ در روم زمامدار امور دولت گردیده بودند : پومپه ، سزار و کراسّوس. از این حکومت در تاریخ روم به حکومت سه مَرده اول یاد میکنند . کراسّوس به دولت اشکانی اعلام جنگ داد ، پس ارد اول سفرایی را به نزد کراسوس فرستاد ، اما مذاکرات به جایی نینجامید و بدینگونه جنگ مسلم شد . ارد نیز سورنا سردار معروف خود را به مقابله با رومیها فرستاد و خود به ارمنستان لشکر کشید . سپاهیان سورنا از شیوه دیرین خویش استفاده می کردند ، یعنی از برابر دشمن می گریختند ، اما ناگهان در روی اسب بازگشته و دشمن را تیر باران می کردند ، پارتیها با تیرباران شدید خود توانستند تعداد زیادی از رومیها را از پای درآورند . اگرچه رومیها در انتظار تمام شدن تیرهای پارتیان و آغاز جنگ تن به تن بودند ، اما انبوه فراوانی از تیر که در پشت سپاه پارتی ذخیره گشته بود ، این آرزوی ایشان را نقش بر آب ساخت . در این جنگ پسر کراسوس کشته شد ، پارتیها سر او را بریدند و بر نیزه زدند و بیدرنگ به سوی پدرش حمله کردند ، در آن جنگ بسیاری از رومیها کشته شدند ، سرانجام سورنا پس از مدتی توانست کراسوس را با وعده صلح جهت مذاکره به نزد خود بکشاند ، اگرچه کراسوس هیچ تمایلی به رفتن نداشت ، لیک سرداران و سپاهیانش او را به این کار واداشتند . چون کراسوس پیاده بود سورنا دستور داد تا اسبی برای او بیاورند ، کراسوس سوار بر اسب شد و چون میراخوران ایرانی خواهان هدایت اسب شدند ، رومیهای همراه کراسوس مانع گشتند ، خواستند زمام اسب را در دست گیرند . در همان هنگام طرفین به یکدیگر فشار آورده ، همه و غوغایی برخواست . اکتاویوس- سردار کراسوس- شمشیر خود را کشیده یک مهتر ایرانی را بکشت و خود نیز کشته شد . ناگهان در آن زمان یکی از پارتیان ضربه مهلکی به کراسوس زد و او را کشت . باید گفت در پشت چنین صحنه ساختگی ای ، یک برنامه حساب شده از سوی سورنا نهفته بود تا بدینگونه کراسوس در یک وضع مبهم به قتل برسد . متاسفانه ارد پس از این جنگ ، نسبت به سورنا حسادت ورزید و او راکشت . در سال 51 قبل از میلاد ارد پسرش را برای جنگ به سوریه فرستاد که این جنگ بدون نتیجه پایان یافت . در سال 39 و 40 قبل از میلاد جنگهای خونینی بین پارتیان و رومیها درگرفت که در نهایت با کشته شدن تعداد زیادی از پارتیها از جمله پاکور – پسر ارد – جنگ به نفع روم و شکست ایران پایان پذیرفت . گویند ارد پس از مرگ پاکور به شدت دچار غم و اندوه شد ، و پیوسته گریه و زاری میکرد .وی 30 پسر داشت اما پاکور را از میان ایشان بسیار برتر و محبوب تر می داشت . سرانجام از آن حال بیرون آمد و پس دیگرش فرهاد را ولیعهد خویش کرده و از سلطنت کناره گرفت . فرهاد چهارم در نخستین اقدام خود پس از ریسدن به قدرت ، دست به کشتار بزرگی در دودمانش زد ، روایت شده که همه برادرانش را بکشت و سپس به خیال نابودی پدر افتاد . ارد به بیماری استسقا دچار بود و از اینرو فرهاد در دوایی که هر روز پزشکان برای ارد می بردند مقداری زهر می ریخت ، ولی اتفاقا" زهر در مزاج ارد موثر افتاد و به جای قتلش باعث بهبودش گردید . ، فرهاد که اوضاع را چنین دید جمعی را واداشت تا ارد را خفه کنند ، مدت حکومت ارد حدود 19 سال از 56 تا 37 قبل از میلاد بود.

======================

14 - : فرهاد چهارم ، اشک چهاردهم :

تاریخ درگذشت : 2 قبل از میلاد

بیوگرافی : فرهاد چهارم پسر ارد اول بود ، که از سوی پدر به جانشینی انتخاب شد . و خود ارد از سلطنت کناره گرفت . مادر او رامشگری یونانی بود . . فرهاد چهارم در نخستین اقدام خود پس از ریسدن به قدرت ، دست به کشتار بزرگی در دودمانش زد ، روایت شده که همه برادرانش را بکشت و سپس به خیال نابودی پدر افتاد . ارد به بیماری استسقا دچار بود و از اینرو فرهاد در دوایی که هر روز پزشکان برای ارد می بردند مقداری زهر می ریخت ، ولی اتفاقا" زهر در مزاج ارد موثر افتاد و به جای قتلش باعث بهبودش گردید . ، فرهاد که اوضاع را چنین دید جمعی را واداشت تا ارد را خفه کنند. فرهاد چهارم این کشتار را متوجه بزرگان نیز کرد و عده زیادی از آنان را نیز بکشت . در این میان آنتونیوس سردار روم تصمیم گرفت تا از نارضایتی ایرانیان از فرهاد چهارم استفاده کرده و به ایران حمله کند ، اما در انتها با 24 هزار کشته مجبور به عقب نشینی گردید . فرهاد چهارم تنوانست پس از آن ارمنستان را نیز مجددا" تسخیر و پادشاه آنجا یعنی آرتاوازدسرا مغلوب نماید . بعد از آن چون فرهاد چهارم خود را در جبهه جنگ با روم پیروز دید ، مغرور گشته و ستم و بیداد را پیش گرفت . لیک مردم به رهبری تیرداد در سال 33 قبل از میلاد بر او شوریدند . فرهاد چهارم مجبور به فرار از ایران شد و به روایتی تمام زنانش را کشت تا به دست دشمن نیفتاند . از این سوی نیز تیرداد به تخت سلطنت نشست . اما فرهاد به یاری سکاها مجددا" به ایران بازگشت و مجددا" بر تخت سلطنت نشست . تیرداد نیز پسر کوچک فرهاد چهارم را برداشته به نزد اکتاویوس قیصر روم که در آن زمان در سوریه به سر می برد رفت . در انتها در سال 20 قبل از میلاد ، فرهاد چهارم پذیرفت پرچمها و اسرای رومی را که در جنگ حرّان به چنگ ایرانیان افتاده بود با پسرش معاوضه نماید و این کار باعث شور و شعف بسیار در روم گشت . از آن سوی اکتاویوس به منظور حفظ روابط دوستانه با ایران کنیزی ایتالیایی به نام موزا را به عنوان هدیه برای فرهاد چهارم فرستاد . فرهاد بعدها از موزا صاحب پسری به نام فرهادک شد . فرهاد نیز چهار پسر خود را به روم فرستاد تا مقیم روم باشند ، و بدلیل این حسن تدبیر ، جنگ میان ایران و روم به مدت 100 سال متوقف گشت ، در اواخر عمر فرهاد چهارم پسر خود فرهادک از ملکه موزا را به عنوان ولیعهد خود انتخاب کرد ، اما فرهادک منتظر مرگ طبیعی پدر نشد و با کمک مادرش زهری را ترتیب داده و فرهاد چهارم را به وسیله آن کشت .مدت حکومت فرهاد چهارم حدود 35 سال از 37 تا 2 قبل از میلاد بود.

======================

15 - فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم :

تاریخ درگذشت : 4 میلادی

بیوگرافی : فرهادک پسر فرهاد چهارم از کنیز رومی اهدایی آنتونیوس به نام موزا ، بود که سرانجام با همدستی مادرش بر تخت سلطنت نشست . بر سکه های فرهادک نقش صورت او به همراه مادرش دیده می شود که به روایتی با هم ازدواج کردند . فرهادک در ابتدای امر سفیرانی را به نزد قیصر روم فرستاد تا برادرانش را برگردانند ، اما قیصر روم شاهی فرهادک را به رسمیت نشناخت و او را غاصب سلطنت خواند . قیصر تهدید کرد که یکی از برادران فرهادک را به تخت سلطنت بنشاند و بدینگونه روابط ایران و روم به تیرگی گرایید . در انتها فرهادک پذیرفت که در امور ارمنستان دخالتی نکند و در عوض دولت روم هم شاهی او را به رسمیت بشناسد . از آنجا که مادر فرهادک کنیز رومی بود و همچنین به دلیل اینکه فرهادک مبادرت به کشتن پدرش کرده بود و شاید مهمتر از همه به دلیل صرف نظر کردن او از ارمنستان ، آنهم پس از آن پیروزیهای درخشان پدرش بر روم و ارمنستان ، سبب گردید که بزرگان و نجبای ایران به مخالفت با فرهادک برخیزند ، و سرانجام فرهادک را از سلطنت خلع و کشتند . مدت حکومت فرهادک 6 سال از 2 قبل از میلاد تا 4 میلادی بوده . از مهمترین اتفاقات جهان در سالهای حکومت فرهادک ظهور حضزت عیسی میسح پیامبر خدا بود.