گاهی به آسمان نگاه کن(ارس سرزمین زیبائی‌ها)

علوم کتابداری ، مدیریت دانش،دانستنیها، ایران شناسی،‌جهانگردی، آموزش، تاریخ و جغرافیای جهان، سینما، ادبیات جهان، هنر، صنعت، هوا و فضا و ....

دل نوشته
نویسنده : منصور داودی - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
 


ترنم باران در آن عصر غم انگیز، پای پیاده روی سنگ فرش خیس آن خیابان، شاخ و برگ درختان وحشت زده ، فال گوش زمزمه های آن دو قمری ، شمارش معکوس آن دقایق، آغاز لحظه های تلخ رفتن همه جا را پر کرده بود از گریه های نامرئی. کاش هیچ وقت فرصت آشنایی نبود تا این زجر جانکاه رفتن را نمی دیدم.او رفت. اما باران هنوز می بارید. تا صبح همراه آسمان می گریستم.اما او خواب بود. آسوده تر از هر آسوده ای . پاییز احساسم تازه شروع شده . بیمناکم از زمستانی که در راه است. زمستانی که شاخ و برگ هر سرو قامتی را زیر اشک سرما منجمد می کند. کاش تقدیر من با او بودن بود نه جدایی.دل شکسته