گاهی به آسمان نگاه کن(ارس سرزمین زیبائی‌ها)

علوم کتابداری ، مدیریت دانش،دانستنیها، ایران شناسی،‌جهانگردی، آموزش، تاریخ و جغرافیای جهان، سینما، ادبیات جهان، هنر، صنعت، هوا و فضا و ....

بیوگرافی فیدل کاسترو
نویسنده : منصور داودی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠
 



 رکورددار فرار از ۶۳۸ سوء قصد مختلف است به طوریکه در ۲۰ مکان مختلف جابه جا می‌شد کمتر کسی می‌دانست که وی کجا می‌خوابد، علاقه زیادی به غواصی در آبهای کارائیب داشت و طی ۴۷ سال در مستند قدرت بودن سخنرانی‌هایی کمتر از چهار پنج ساعت تا ده یازده ساعت نداشت، شوخ طبع و پرطنز بود‌.
دسته‌ای از او به عنوان مبارز و مرد انقلاب و قدرت یاد می‌کنند که مرگش آنها را متاثر می‌کند اما دسته‌ای دیگر مرگ او را پایانی بر دیکتاتوری حاکم بر کوبا می‌دانند.
فیدل کاسترو در استان "اورینته" در شرق کوبا به دنیا آمد. خانواده او اسپانیایی‌هایی بودند که به امید آینده‌ای بهتر به کوبا مهاجرت کرده بودند و پدرش با سرمایه‌گذاری در خط آهن کوبا به کار نقل و انتقال شکر در کوبا مشغول شد و از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود.
وی در مدارس کاتولیک درس خواند و در شهر سانتیاگوی کوبا تحصیلات خود را به پایان رساند. در سال ۱۹۴۷ و در زمان دانشجویی به یک فعال سیاسی تبدیل شد و در اقدام سیاسی تبعیدشدگان دومینیکن برای سرنگونی دیکتاتور دومینیکن به نام "رافائل تروجیلو" شرکت فعال داشت و سال بعد در شورش‌های مناطق و حومه شهر بوگوتا در کلمبیا شرکت کرد. مهم ترین خصلت سیاسی فیدل در آن زمان عقاید و نظرات ضد آمریکایی او بود، هرچند هنوز با نام یک مارکسیست از او یاد نمی‌شد.

 در سال ۱۹۵۱ فیدل به عضویت حزب اصلاح طلب ارتدوکس درآمد و از طرف حزب خود وارد انتخابات برای حضور در مجلس عوام شد. درست پیش از انتخابات ژنرال "فولجنیکو باتیستا" طی یک کودتای خونین قدرت را در دست گرفت. بسیاری از گروه‌های سیاسی کوبا برای مخالفت و براندازی دیکتاتوری باتیستا بسیج شدند که در این میان فیدل رهبری ۱۶۰ شورشی را بر عهده داشت. محاسبات کاسترو در این شورش درست از کار درنیامد.
فیدل و یارانش دستگیر و به جرم اقدام براندازانه علیه حکومت کوبا محاکمه شدند. در مدت دادگاه خود مدام اصرار داشت ثابت کند که برای کمک به برقراری دموکراسی چنین اقدامی انجام داده ولی با این حال مجرم شناخته و به ۱۵ سال زندان محکوم شد.
دو سال بعد، باتیستا که قدرت خود را امن و مطمئن می دید دستور عفو عمومی داد و زندانیان سیاسی از جمله فیدل کاسترو از زندان آزاد شدند. کاسترو به همراه برادرش
"رائول" به مکزیک رفتند و جنبش ۲۶ جولای را به راه انداختند و به همراه "ارنستو چه گوارا" انقلابی آرژانتینی، ارتش انقلاب را سازماندهی و شروع به عضوگیری کردند.
در دوم دسامبر سال ۱۹۵۶ فیدل و ۸۱ مرد مسلح در ساحل کوبا پیاده شدند. به غیر از کاسترو، چه‌گوارا و رائول به همراه ۹ نفر دیگر، بقیه کشته یا دستگیر شدند و فیدل و دیگران به کوه‌های "سیراماسترا" رفته و عملیات جنگ نامنظم را از آنجا ادامه دادند. داوطلبان زیادی از سرتاسر کوبا به آنها پیوستند و پیروزی‌هایی نیز نصیب کاسترو در برابر ارتش فاقد اخلاق باتیستا شد.
دهقانان و طبقه فقرا از کاسترو حمایت می کردند و فیدل به آنها قول اصلاحات ارضی داده بود. در حالی که آمریکا از باتیستا حمایت می‌کرد و نیروهای دولتی با کمک های آمریکا مواضع انقلابی ها را بمباران سنگین می کردند. اواسط سال ۱۹۵۸ مخالفان زیادی به جنبش مبارزه با باتیستا پیوستند و آمریکا کمک‌های نظامی خود به باتیستا را لغو کرد.
در ماه دسامبر نیروهای جنبش ۲۶ جولای به رهبری چه گوارا به شهر "سانتاکلارا" حمله کرده و شکست سنگینی به نیروهای باتیستا دادند.
در اول ژانویه ۱۹۵۹ نیروهای ۳۰ هزار نفری چه گوارا دولت کوبا را در اختیار گرفتند. دیگر فعالان سیاسی از حمایت مردمی برخوردار نبودند و در عوض کاسترو محبوب مردم بود. در ۱۶ فوریه همان سال فیدل به عنوان نخست وزیر دولت جدید سوگند یاد کرد.
بلافاصله ایالات متحده آمریکا اعلام کرد دیکتاتوری در کوبا برقرار شده و خصومت خود را آغاز کرد. کاسترو اصلاحات خود را اجرا کرد و با ملی کردن منافع و دارایی های آمریکا در کوبا، حکومت سوسیالیست خود را آغاز کرد.

 بسیاری از ثروتمندان کوبا به آمریکا گریختند تا به کمک سیا دولت کاسترو را سرنگون کنند. در آوریل ۱۹۶۱ فراریان کوبا با کمک سیا عملیات "خلیج خوک‌ها" را اجرا کردند که شکست سختی به همراه داشت.
اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد علیه آمریکا وارد جنگ خواهد شد و در سال ۱۹۶۲ موشک‌های هسته‌ای خود را در کوبا مستقر کرد. بعد از اطلاع آمریکا از این اقدام شوروی، مناقشه دو ابرقدرت ادامه پیدا کرد تا اینکه آمریکا تعهد کرد به کوبا حمله نکند و در مقابل شوروی، کلاهک‌های هسته‌ای خود را از کوبا خارج کرد.
مخالفان کاسترو از همان ابتدا در یک نکته اتفاق نظر داشتند، اینکه این انقلاب وابسته به شخص کاسترو است و اگر او نباشد انقلاب خیلی زود شکست خواهد خورد. با همین تحلیل از اولین روزهای به قدرت رسیدن کاسترو، نقشه‌های مختلفی برای ترور او طراحی و اجرا شد.
شاید معروف ترین تلاش برای ترور کاسترو همان سیگار برگ معروف باشد. سیگار برگی که دانشمندان سازمان سیا ساخته بودند و به جای تنباکو از مواد منفجره پر شده و قرار بود در صورت کاسترو منفجر شود. تیم محافظان کاسترو این طرح را هم مثل خیلی طرح‌های دیگر کشف و خنثی کردند. اما سیگار برگ انفجاری تنها یکی از نقشه های ترور بود.
نقشه‌هایی که "فابیان اسکالانته" رئیس سابق سرویس‌های امنیتی کوبا تعداد آنها را ۶۳۸ مورد ذکر کرده است. برای همین است که خیلی‌ها عقیده دارند نام فیدل کاسترو باید از نظر تعداد دفعاتی که به جانش سوء قصد شده، در کتاب رکوردها ثبت شود.
فیدل کاسترو، در وصیت‌نامه‌ی سیاسی خود چنین بیان می‌کند: "انقلاب کوبا دسترنج یک نفر نیست و نمی‌تواند هم باشد. این انقلاب حاصل قهرمانی‌های یک خلق تسلیم‌ ناپذیر است. میلیون‌ها کوبایی آماده‌اند از این انقلاب تا آخرین قطره‌ خون به دفاع برخیزند. هیچ نیرویی در جهان قادر نخواهد بود مقاومت ما را در هم بشکند و استقلال ما را نابود سازد. در کوبا سوسیالیسم و از همه بیشتر سوسیالیسم، ماندگار خواهد بود."