گاهی به آسمان نگاه کن(ارس سرزمین زیبائی‌ها)

علوم کتابداری ، مدیریت دانش،دانستنیها، ایران شناسی،‌جهانگردی، آموزش، تاریخ و جغرافیای جهان، سینما، ادبیات جهان، هنر، صنعت، هوا و فضا و ....

عشق رفته
نویسنده : منصور داودی - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠
 


به تقاص چه گناهی باید اینجوری بسوزم 
واسه ی یه اشتباهی چه اومد به حال و روزم
مگه من چه کرده بودم که چنین شکسته قلبم
اه از این خیال چشمات که منو گرفته از من
رسم این دوره زمونه شده عاشق کشی اما
بیچاره عاشق خسته که شده تارک دنیا
حالا باز حرفای مردم میشینه توی خیالم
کی میشه دل بسوزونی تو برای حال زارم
همیشه تو رو تو خوابها توی رویا ها می بینم
برای یه لحظه ی ناب تو ی آغوشت می شینم
ولی این فقط یه خوابه منم و یه دل خسته
به خدا که چشم به راهتم پشت این درای بسته

 

تو میروی
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم ! بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم



اگه کسی دیوونت بود ، بازیش نده

اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش

اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن

اینطوری همیشه یه پله ازش عقبتری

اگه یه روزی خسته بشه و یه پله بیادعقب

تازه میشه مثل تو



 ای یاور ...!

موجهای خروشان

در امتداد ساحل صخره های سنگی

در زیر سایبان نامت آوار می شود !

و دریا با تمام بزرگی اش

در وسعت نگاهت قطره بارانی است چکیده بر

پهنای برهوت !

آسمان وجودت را در خودم قاب می کنم ؛

شاید با زمزمه نامت آسمانی شوم !!!