گاهی به آسمان نگاه کن(ارس سرزمین زیبائی‌ها)

علوم کتابداری ، مدیریت دانش،دانستنیها، ایران شناسی،‌جهانگردی، آموزش، تاریخ و جغرافیای جهان، سینما، ادبیات جهان، هنر، صنعت، هوا و فضا و ....

عشق تازه
نویسنده : منصور داودی - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
 

...


ساعت 10 شب سر سفره شام بودم ولی  فکر دختر زیبارویی که تازه با اون آشنا شده بودم منو به اعماق خیالات برد. چشمان چون سرابش در حرارات صحرای نیاز، مرا  به اعماق جنگل در هم تنیده آرزوها فرو برد. . قبل از آشنایی با اون  فکر می کردم می تونم احساساتمو  کنترل کنم اما احساسم نسبت به این دختر  سوزنده تر از آن بود که  بتونم افسار اسب سرکش احساساتم رو مهار کنم. خدایا شکرت، ممنون که دوباره فرصت آشنایی با فرشته مهربونی قلب    س.ز  قلب   رو به من دادی. نمی خوام کاری کنم که از من ناراحت بشه. بعد از شام چند تا آهنگ حال و هوامو عوض کرد.  توی رختخواب به آسمون خیره بودم . هر چی ستاره بود چیدم ، آنقدر به ماه خیره شدم که از خجالتش پشت ابرها پناه گرفت  اما خوابم نمی برد. تا صبح توی رختخواب این درو و اون در زدم اما بی خوابی .  صبح فردای اون شب پشت میز کارم چرت می زدم . چند ساعتی از صبح گذشته بود . من سرم روی میز بود که صدایی آشنا شنیدم  .....!!! خون توی رگهام دویدن گرفت،  وقتی سرمو از روی میز بلند کردم اونو دیدم.