گاهی به آسمان نگاه کن(ارس سرزمین زیبائی‌ها)

علوم کتابداری ، مدیریت دانش،دانستنیها، ایران شناسی،‌جهانگردی، آموزش، تاریخ و جغرافیای جهان، سینما، ادبیات جهان، هنر، صنعت، هوا و فضا و ....

لطیفه
نویسنده : منصور داودی - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠
 

جوک و لطیفه های با مزه


غضنفر با دوست دخترش میرن بیرون، گم می شن. دختره می پرسه حالا چی کار کنیم؟ غضنفر میگه تو برو خونتون، من برای خودم یه فکری می کنم !!!

 

یارومیخواسته یک کبریت رو روشن کنه، هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه! ترکه میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد

 

پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! «

پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!

 

یکی در خونشو رنگ می کنه بچه هاش گم میشن!

 

یارو میره دوش بگیره میبینه آب خیلی داغ با نعلبکی دوش میگیره.

 

یکی رو میخواستن اعدام کنند ازش میپرسند که آقا آخر عمرته ها حرفی چیزی نداری؟ [پنجشنبه، 30 تیرماه 1390

یکی رو میخواستن اعدام کنند ازش میپرسند که آقا آخر عمرته ها حرفی چیزی نداری؟

طرف میگه نه

شروع میکنن میبندن به جرثقیل وقتی می برنش بالا دست و پا میزنه به این معنی که : حرف دارم حرف دارم. میارنش پایین ازش میپرسن چی شد بابا تو که میگفتی حرف نداری؟

 

طرف نصف قرص خوابشو میخوره شب یه چشمش باز میمونه

طرف نصف قرص خوابشو میخوره شب یه چشمش باز میمونه.

 

یارو از ماه عسل برمیگرده ازش میپرسن : خوش گذشت؟

میگه : خیلى. میگن :

خانمت پس چرا گریه میکنه؟

میگه : آخه اینو فراموش کرده بودم ببرمش!

 

 دوتا غضنفر تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی میگه پاشو دومی نمیپاشم اولی جواب میده نگو نمیپاشم بگو پاشیده نمی شوم.

 

حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه.

حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم

 

فری خوشحال تو موزه لوور فرانسه خسته می شه یه صندلی خالی می بینه میره می شینه.

مامور موزه با سرعت به طرفش میاد و بهش می گه: آقا پاشو این صندلی ناپلئونه!

می گه: خوب بابا! هر وقت اومد بلند می شم

 

ترس پسرها از ازدواج ، دل بستن به یک دختر نیست

بلکه دل کندن از بقیه دختر هاست !!!

 

اولی: ببخشید با حرف هایم سر شما را درد آوردم.

دومی: نه اختیار دارید، من حواسم جای دیگری بود!

 

به غضنفر میگن : یه میوه خوشمزه ، آبدار و شیرین نام ببر ؟

میگه : خیار!

بهش میگن : خیار کجاش آبدار و شیرینه ؟

غضنفر میگه : با چایی شیرین بخور ، نظرت عوض میشه !

 

غضنفر به قل مراد میگه : هیشکی ولخرج تر از زن من نیست !

همیشه از من پول می خواد !

 

هر کاری می کردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته

فقط هی داد میزده من کاری نکردم بابا ، فقط سیفونو کشیدم !

 

 محکوم به اعدام : آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم

دادستان : اشکال نداره ، پسرت کجاست ؟

محکوم : من هنوز ازدواج نکرده ام !

 

یه پیرزن خودشو تو آینه نگاه می کنه

میگه آینه هم آینه های قدیم !

 

از حیف نون می پرسن اسم کوچک جومونگ چیه ؟

میگه افسانه !